2,000,000
به زبان فارسى، مفصلترین و مهمترین اثر عرفانى خواجه محمد پارسا به شمار مىرود.
انگیزه خواجه از تدوین این کتاب، در واقع، فیصله دادن به اختلاف میان فرق مختلف عامه از یکسو و میان عامه و خاصه از سویى دیگر مىباشد.
«علوم صوفیه، مکاشفات و مشاهدات است، نه علوم اصطلاحى»، «معرفت حق تعالى و صفات او، مطلوب لذاته است و بقیه علوم، مطلوب لاجله»، «یکى از بحثهاى مورد منازعه در قرآن، بحث محکم و متشابه است»، «تصرفات ششگانه در تفسیر قرآن عبارتند از: تفسیر، تأویل، تصریف، تفریع، جمع و تفریق»، «بحث درباره فناء و بقاء و اقوال عرفا در این باره»، «در بیان جمع و تفرقه»، «در بیان غیبت و حضور»، «بحث دربارهى حلول و اتحاد» و...
فصل دوم، درباره صراط مستقیم است و مشتمل بر مطالب زیر است:
«صراط مستقیم، طریق توحید است و آن دین حقى است که تمامى انبیاء و رسل و اولیاء آن را تبعیت مىکنند»، «منازل توحید سه قسم است: منزل عشق، منزل نیستى و منزل هستى»، «عمده طریق دو امر است: یکى، ملازمت ذکر خداوند و دوم، مخالفت با چیزى که انسان را از یاد خدا بازمىدارد»، «علم معرفة الله، اشرف علوم محسوب مىشود»، «تجلیاتى که بر سالک رخ مىدهد، عبارتند از: تجلیات افعال، تجلیات صفات و تجلیات ذات»، «توحید داراى چهار مرتبه است: توحید ایمانى، توحید عملى، توحید حالى و توحید الهى»، «مذهب صوفى آن است که در باب دین همواره به احتیاط عمل مىکند، چون محتاط همواره با حق بماند و متوسع گاه به حق افتد و گاه به باطل»، «حج و اسرار آن»، «مناسک حج و ارکان آن» و...
فصل سوم، در بیان مشاهده و معرفت است و مباحث زیر را مطرح مىکند:
«مراد صوفیه از مشاهده، دیدار دل است که به دل، حق تعالى را در پنهان و آشکار مىبینند»، «نفس عبارت است از دوام حال مشاهده و تواتر و تعاقب امداد که حیات قلوب اهل محبت بدان مربوط است»، «نهایت معرفت عارفین بالله، عجز از معرفت خداوند است»، «رؤیت بر دو قسم است: رؤیت ظاهرى و رؤیت باطنى؛ رؤیت ظاهرى، از عالم حسى و شهادت است و باطنى، از عالم ملکوت»، «عالم شهادت نسبت به عالم ملکوت، مانند قشر است نسبت به لب»، «معرفت حقایق اسماء و صفات الهى، در غایت عظمت و نهایت جلالت است و جز اهل صفوت و خلت را بدان اطلاع ندهند»، «سعادت آدمى، در معرفت خداى تعالى است»، «دیدار، از معرفت حاصل مىشود؛ هر کسى که معرفت ندارد، از دیدار حق محجوب است و هر که را معرفت تمامتر است، دیدار وى را تمامتر است»، «محبت، ثمره معرفت است»، «طریق فلاح، مفارقت از دو عالم است»، «شهوت اهل علم، به جمعآورى کتب و تحفظ انواع علوم است بدون آنکه به حقایق و اسرار دین مطلع باشند و فقط صاحب قشرند»، «معیت روح با جسد، مثال معیت حق تعالى است با کل کاینات»، «اگر قوت روح به کمال برسد و قالب را به زمان روحانیان بکشد، مىتواند که در یک ساعت، کار صد هزار ساله را انجام دهد»، «بحث دربارهى اقطاب»، «ابدال و اوتاد و تبدیل طبقات آنها و اینکه قطب، ثابت است و داراى عمر طولانى مىباشد» و...
فصل چهارم، در بیان معجزات رسول خدا(ص) و کرامات اولیاء است. مصنف در این فصل، ابتدا به معجزات پیامبر اکرم(ص) اشاره مىکند، سپس کرامات اولیاء را بیان مىکند؛ اولیایى از قبیل ابوبکر، عمر، عثمان، حضرت على(ع)، سعد بن معاذ، عامر بن عبدالقیس، اویس قرنى، امام حسن(ع) و...
فصل پنجم، دربارهى عقوبات است. مؤلف، ابتدا، به عقوبات روافض مىپردازد، سپس در طبقات اولیاء، به احوالات رجبیون اشاره مىکند که این گروه، روافض از اهل شیعه را به شکل خنزیر مشاهده مىکنند و این مقام فقط در ماه رجب براى آنها مىباشد، نه در ماههاى دیگر. وى، به عقوبات فرقههاى دیگر اشاره مىکند که عبارتند از: عقوبات نواصب، عقوبات قاتلان حسین(ع)، عقوبات جهمیه و معتزله، عقوبات کسانى که مرتکب هتک حرمت حرم مىشوند، عقوبات ظلمه و اهل غلول، عقوبت کسى که حدیث پیامبر اکرم(ص) را سبک شمارد. خواجه در پایان این فصل، به بیان وجوب محبت حضرت رسول اکرم(ص) مىپردازد و حکایاتى را در این باب مىآورد.
فصل ششم، در بیان اهل ملامت است و شامل این مباحث مىباشد: «صوفى، نامى است که کاملان ولایت و محققان اولیاء را به این نام مىخوانند و متعلمان و طالبان ایشان را متصوف گویند»، «مقام، عبارت است از اقامت طالب بر اداى حقوق مطلوب به شدت اجتهاد و صحت نیت و تمکین، رفع تلوین است و شخص متمکن، بهطور کلى اندیشهى غیر را از دل زدوده است»، «لبس مرقعات، شعار متصوفه و سنت است»، «شرط پوشیدن مرقع، سه سال خدمت است»، «بحث درباره فقر و غناء و اختلاف مشایخ در آن»، «حقیقت فقر، ترک و ترکِ ترک است»، «حقیقت فقر، نیازمندى است و بنده جز نیازمند نباید، پس اگر بندهاى همه کون را داشته باشد، نیز فقیر است و هر غناء که آن بدون حق است، همه فقر است» و...
فصل هفتم، در بیان فضایل خلفاء و اهلبیت(ع) است. مصنف، بعد از ذکر فضایل خلفاى قبل از امیرالمؤمنین(ع)، به بیان فضایل على(ع) مىپردازد. وى به ماجراى غدیر خم اشاره کرده و مناقب على(ع) را برمىشمارد. خواجه، در این فصل، به مطالب مهم دیگرى نیز اشاره مىکند که عبارتند از: «اهلبیت پیامبر(ص) على، فاطمه، حسن و حسین است و آیه تطهیر دربارهى اهلبیت پیامبر(ص) مىباشد»، «تفسیر آیهى تطهیر و بیان اهلبیت پیامبر اکرم(ص)»، «فضیلت سلمان فارسى».
خواجه، در تتمه این فصل، به مناقب و فضایل اهلبیت عصمت و طهارت(ع)، از امیرالمؤمنین على(ع) تا حضرت مهدى(عج) مىپردازد. وى، در بیان عظمت مقام حضرت زهرا چند بار متذکر مىشود که هر چند روز عاشورا فقط یک پسر از خاندان او زنده ماند، ولى امروز بر اثر برکت خداوند، شرق و غرب عالم از نسل آن تنها سلاله، پُر است، اما از نسل معاویه و یزید کسى شناخته نیست تا حتى آتشى را فوت کند.
فصل هشتم، در بیان احوال اقطاب است. خواجه، در این فصل، ابتدا مناقب حضرت مهدى(عج) را بیان مىکند، سپس به خروج حضرت مهدى اشاره کرده و اخبار مسیح و مهدى و دجال را بازگو مىکند و در پایان، حالات و کمالات اقطاب دوازدهگانه را مورد بررسى قرار مىدهد.
مؤلف، در خاتمه کتاب، به روش عرفانى خواجه عبدالخالق غجدوانى اشاره کرده و سلسلهى مشایخ خاندان خواجگان را بیان کرده و کتاب را به پایان مىرساند.
کتاب، توسط آقاى جلیل مسگرنژاد، تحقیق، تصحیح، مقدمهنویسى و تعلیقهنگارى شده است. وى در مقدمه، به معرفى شخیصت و زندگى مؤلف، روش صوفیه و اخلاق شیعى، مباحثى پیرامون این کتاب و... پرداخته است.
فهرست محتویات، در آغاز کتاب و تعلیقات و فهرستها (شامل فهارس آیات، احادیث، نام اشخاص، نام جاى و مکان، کتابها، فرق و مذاهب، اشعار فارسى، اشعار عربى، الفاظ و کلمات و منابع مقدمه و تعلیقات)، در پایان آن ذکر شده است.
پاورقىها، به ذکر موارد اختلاف نسخ اختصاص یافته است.
اولین نفری باشید که درباره ی این محصول نظر میدهید.
ثبت نظر
برای ثبت نظر لطفا ابتدا وارد حساب کاربری شوید و یا ثبت نام کنید.
محصول مرتبطی وجود ندارد!
از جدیدترین کتاب ها در کتاب جهش مطلع باشید